تبليغاتX
گیاهپزشک

خصوصيات باكتريهاي بيماري زاي گياهي:

مرفولوژي، تكثير، اكولوژي و انتشار، تشخيص باكتريها، علائم بيماريهاي باكتريايي مبارزه با بيماريهاي باكترايي

تشخيص باكتريها

به طور كلي براي تشخيص باكتريها بر اساس خصوصيات جنسهاي آنها شناسايي مي كنند:

به عنوان مثال:

Agrobacterium : باكتريهاي ميله اي ، متحرك، 1تا 4 تاژك ، توليد لعاب پلي ساكاريدي در محيط قندي و كلني غير رنگي و صاف.

Clavibacter : ميله اي مستقيم يا با كمي انحنا، بي حركت، برخي داراي يك يا دو تاژك قطبي و متحرك هستند گاهي به صورت قطعات رنگي نا منظم  و يا ارائه و گرزي شكل متورم .

Erwinia : ميله اي مستقيم ، متحرك ، داراي چندين تاژك محيطي ، بي هوازي اختياري

Pseudomona : ميله اي مستقيم يا خميده متحرك ، داراي يك يا تعداد زيادي تاژك قطبي ، برخي  گونه هاي سودوموناس فلورسانت ناميده مي شوند زيرا در ميحط كشت مواد رنگينه اي فلورسانت سبز و زرد تراوش مي كنند. و برخي گونه هانيز پسودوموناس غير فلورسانت ناميده مي شوند.

Xanthomonas : ميله اي صاف ، متحرك ، داراي يك تاژك قطبي ، كند رشد و ايجاد كلني زرد.

Streptomyces : داراي هيفهاي باريك منشعب بدون ديواره عرضي، گونه هاي زيادي از آن توليد مواد رنگينه اي مي كنند علاوه بر آن اينها انواع زيادي از آنتي بيوتيك ها را نيز توليد كرده و يا بافتهاي توموري ايجاد مي كنند.

Xylella : ميله هاي صاف و منفرد ، غير متحرك ، بدون تاژك ، هوازي مطلق و بدون مواد رنگينه اي ، سخت كشت .

معمولا جنس استرپتومايسز به دليل داشتن ميسليوم كاملا توسعه يافته و شاخه شاخه و زنجيره هاي كنيدي به آساني از ديگر جنسهاي باكتريايي شناسايي مي شود.

علاوه بر اينها، روشهاي سرولوژيك، خصوصا آن روشهايي را كه آنتي باديهاي نشاندار شده با تركيبات فلورسانت بكار مي برند براي تشخيص سريع و نسبتا دقيق باكتريها استفاده مي شود. گاهي با استفاده از باكتريوفاژي (ويروس) كه آنها را آلوده كرده شناسايي مي شوند. اخيرا يك دسته از تركيبات به نام باكتريوسين مورد استفاده قرار گرفته تا بر اساس حساسي باكتريها به اين تركيبات و يا توان توليد اين تركيبات تيپها يا ايزوله هاي باكتريايي از هم تفكيك و شناسايي مي شوند. يك روش عالي براي جداسازي و تشخيص باكترياي به دست آمده استفاده از محيط كشتهاي انتخابي است.

علائم بيماري باكتريايي

باكتريها ايجاد لكه برگي و سوختگي برگ، پوسيدگي هاي نرم ميوه، ريشه و اندامهاي ذخيره اي، پژمردگيها رشد غير عادي، لكه سياه (اسكابي) شانكر و غيره را ميكنند.

مع هذا، گونه هاي Agrobacterium مي توانند تنها موجب رشد فوق العاده و بزرگي اندامها شوند .

مبارزه با بيماريهاي گياهي

غالبا براي مبارزه از تلفيق چندين روش استفاده مي شود.

تنظيم برخي عمليات زراعي از قبيل كود دادن و آبياري به نحوي يك گياهان در دوره مناسب براي آلودگي فوق العاده تر و آبدار نباشند. تناوب زراعي ، استفاده و از واريته هاي مقاوم ، استفاده از حرارت بخار آب يا حرارت الكتريكي و يا مواد شيميايي  در خاك بذرهايي كه  به طور سطحي آلوده باشند را با استفاده از محلول هيپوكلريت سديم يا اسيد كلريدريك يا خيساندن به مدت چند رو در اسيد استيك رقيق ضد عفوني مي كنند.

سم پاشي شاخ و برگها با تركيبات مسي ، مخلوط بر دو، تركيبات مسي تثبيت شده، و كاسيد، زنيب  براي مبارزه با بيماريهاي لكه برگي و بلايتهاي باكتريايي استفاده مي شود.

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

گروه اول: لكه ها و سوختگي هاي باكتريايي

برخي بيمارياي باكتريايي به صورت لكه مردگي (نكروز) هاي سريعا در حال پيشرفت و ممتد روي اندامهاي مذكور ظاهر شده و در آن صورت سوختگي يا بلايت خوانده مي شوند.

تقريبا تمام لكه برگيها بر روي برگها و ساقه ها و ميوه ها به وسيله باكتريهايي از دو جنس نزديك به هم Xanthomonas و Pseudomonas به وجود مي آيند.

بيماريهايي كه پاتوواوهاي (Pr) گونه Pseudomonas syringae توليد مي كنند:

1ـ آشك توتون P.syringae Pv. Tabaci

2ـ لكه زاويه اي خيار Pr.Lachyrmans

3ـ بلايت هاله اي لوبيا Pr.Phaseolicola

4ـبلايت باكتريايي نخود فرنگي Pr.Pisi

 

بيماريهايي كه پاتووارهاي گونه X.campestris توليد مي كنند.

1ـ بلايت عادي لوبيا                                Pr.Phaseoli

2ـ لكه زاويه اي پنيه                               Pr.malvacearum

3ـ لكه باكتريايي گوجه فرنگي فلفل        Pr.resicatoria

4ـ لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار       Pr.Prani

آتشك وحشي توتون

انتشار جهاني دارد.اين بيماري مي تواند به گياهان ديگر نيز حمله كند اما از نظر اقتصادي مقدار توتون و سويا حائز اهميت است. در خزانه و در مزرعه هم خسارت وارد مي كند.

علائم: در حاشيه و نوك برگهاي گياهان جوان و كم رشد پوسيدگي آبدار در حال پيشرفتي بروز مي كند اين ناحيه پوسيده به وسيله ناحيه ابسوزخيس شده اي از بخش سالم مجزا مي شود مشخص ترين علائم عبارتند از لكه هاي سبز كمرنگ مايل به زرد. در ظرف يكي دو روز مركز لكه ها قهوه اي شده و اطراف آن را حاله هاي سبز مايل به زرد احاطه مي كند. به تدريج نواحي بزرگي ايجاد مي شود كه در هواي خشك اين بخشها خشكيد و بر جا مي ماند اما در هواي خيس از برگ جدا شده ، لكه ها به ندرت روي گلها ، كپسولهاي دانه، دمبرگها، ساقه ظاهر مي شوند.

 

بيمار گر : Pseudomonas syringae Pv. Tabaci

اين باكتري زهري ، قوي به نام تاب توكسين يا توكسين آتشك ايجاد كرده اين زهر قادر است در غياب باكتري بر روي يك برگ توليد هاله زرد كند.

ايجاد بيماري:

باكتري آتشك در بقاياي گياه و در خاك در برگهاي بيمار خشكيده و به عمل آمده بر روي بذرهاي حاصل از كپسولهاي آلوده، روي پوشش سطح خزانه و در ريشه هاي بسياري از عفونتهاي هرز زمستان گذراني مي كند. براي بروز آلودگي ها و پيدايش اپيدميها رطوبت بسيار بالا يا لايه اي از آب بر روي گياه ضورري است.

باكتري پس از ورود به بافت گياه ايجاد زهر توكسين مي كند به سرعت پخش مي شود اين هاله وسيع بوده و سلولهاي زيادي را در بر مي گيرد و عاري از باكتري بوده، در هواي رطوبتي توسعه بين سلولي باكتريها ادامه يافته و باعث از هم پاشي و مرگ سلولهاي پارانيشي شود.

مبارزه: استفاده از ارقام مقاوم ، استفاده از بذر سالم، ضد عفوني خاك خزانه اجتناب از مصرف طور اضافي خصوصا ازت.

سوختگي باكتريايي لوبيا

انتشار جهاني دارد، مردي برگها، غلافها ساقه ها و بذرها آسيب وارد مي شود.

علائم: لكه هاي كوچك آبسوخته در سطوح زيرين برگ، در بلايت ها براي ناحيه هاله مانند به رنگ سبز مايل به زرد در مي آيد برگها ظاهر زرد رنگي پيدا مي كنند.

علائم روي ساقه، به صورت لكه هاي آب سوخته و گاهي فرو رفته و قهوه اي رنگ و اغلب در سطح شكاف دار هستند. بيشتر در مجاورت  گروه اول ظاهر مي شوند زمستان گذراني به صورت قرار گرفتن در بذر آلوده و ساقه هاي آلوده لوبيا است.

بيمار گر: بلايت هاله اي لوبيا Pseudomonas syringae Pr.Phaseolicola بلايت معمولي X.campestris Pv.Phaseoli ، لكه قهوه اي باكتريايي P.syringae Pv.syringae

مبارزه :

1 از طريق مصرف بذر عاري از بيماري

2 تناوب زراعي سد ساله

3ـ سمپاشي با قارچ كشهاي مسي

لكه باكتريايي كوجه فرنگي و فلفل

پاتوژن : Xanthomonas campestris Pv.resicatoria

علائم:

روي برگها علائم به صورت لكه هاي كوچك نامنظم به رنگ خاكستري بنفش بر روي ميوه هاي سبز لكه هاي كوچك آبسوخته كه كمي برجسته بوده و داراي هاله هاي سفيد مايل سبز هستند.

ايجاد بيماري :

انتشار جهاني دارد. باكتريها بر روي بذري كه هنگام جداسازي از ميوه آلوده شده زمستان گذراني مي كنند و نيز در بقاياي گياهي آلوده در سطح خاك و روي علفهاي هرز و ساير ميزبانها به وسيله باد و باران و تماس منتشر مي شود.  و از طريق روزنه ها و زخمها به برگ و از طريق زخمها به ميوه رخنه ميكند.

مبارزه:

1ـ استفاده از بذرها و نشاء عاري از آلودگي ، ارقام مقاوم، تناوب زراعي و سمپاشي با تركيب از پيش مخلوط شده قارچكشهاي مانب مسي

لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار:

پاتوژن: X.campestris Pv.prauni

علائم: بر روي برگها به صورت لكه هاي كوچك مدور تا نامنظم آب خيس شده اي ظاهر مي شوند بيشتر لكه ها زاويه دار شده و بنفش تا قهوه اي مي گردند غالبا تركهايي در اطراف لكه ها به وجود مي آيد كه بخش آلوده را از نواحي سالم جدا كرده و بر برگها نماي غربالي مي دهد. برگهاي شديدا آسيب ديده زرد مي شوند.

نحوه ايجاد بيماري

در مناطقي كه درختان هسته داركشت مي شوند به وجود مي آيد. باكتريها در لكه هاي ساقه ها و در جوانه ها زمستانگذراني مي كنند  در بهار به صورت تراوشهايي خارج مي شوند و باقطرات باران و توسط حشرات به برگهاي جوان ميوه ها ساقه ها منتقل مي شوند و از طريق منافذ طبيعي ، محل قطع برگها، زخمها ايجاد آلوده مي كنند.

مبارزه: سمپاشي با مواد شيميايي اكنون ثمري نداشته اخيرا تزريق آنتي بيوتيكها به داخل درختان بعد از برداشت ميوه تاثيرات زيادي داشته.

گروه دوم: شانكرهاي باكتريايي

شامل 2 دسته بيماري هستند Pesudomonas syringae Pv.morsprahorum

1ـ شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار

2ـ شانكر باكتريايي مركبات: Xanthomanas campestris Pr.citri

شانكر مركبات

يكي از وحشتناك ترين بيماريهاي مركبات بوده باعث بروز لكه هاي مرده روي ميوه، برگها و سرشاخه مي شود. بيماري بومي ژاپن و آسياب جنوب شرقي است. و از آنجا به ساير قاره ها انتشار يافته است.

بيمارگر: X.campestris Pr.citri

حداقل 3 نژاد از اين باكتري ايجاد بيماري مي كند نژاد A: بومي آسيا و به گريف فروت و ليموي عماني، پرتقال و ليمو حمله كرده نژاد B در آمريكاي جنوبي به ليمو عماني و ليمو حمله كرده نژاد C در برزيل فقط به ليمو عماني مي زند.

علائم: علائم بيماري شانكر به صورت مشابهي روي برگهاي جوان، سرشاخه ها و ميوه ظاهر مي شود لكه ها ابتدا كوچك، اندكي برجسته، و مدور و آب سوخته و تيره رنگتر از بافت سبز اطراف به نظر مي رسد. حاشيه لكه ها كاملا مشخص و اغلب با هالة مايل به زردي احاطه شده اند. آلودگي شديد باعث ضعيف شدن درختان و درميوه باعث بد نما شدن و تا حدودي نقص نرم ميوه مي شود.

ايجاد بيماري

زمستانگذراني در لكه هاي شانكري در حال رشد انجام مي گردد در هواي گرم، مرطوب و باراني باكتري از لكه ها بيرون تراوش كرده به وسيله باران به بافتهاي جوان مي رسد از طريق روزنه وارد مي شود رخنه و ايجاد آلودگي نيز از طريق زخم ها انجام مي شود.

مبارزه: 1ـ اقدامات قرنطينه اي 2ـ استفاده از شعله افكن براي سوزاندن درختان ضد عفوني تمام ابزار ، 6 يا 7 سم پاشي با تركيبات سمي، استفاده از بادشكنها هرس سرشاخه هاي تابستانه و بهاره

 

گروه سوم:

اسكابهاي باكتريائي

باكتريها به اندمهاي زير زميني گياهان خسارت وارد كرده و علائم آن به صورت لكه ها يا زخم هاي كم و بيش موضعي سياه و پوسته پوسته است.

اسكاب عادي سيب زميني Streptomyces scabies

پوسيدگي خاكي يا آبله سيب زميني شيرين S.ipomoeae

اسكاب عادي سيب زميني

انتشار جهاني دارد. بيشتر در خاكهاي خنثي تا كمي قليايي و با بافتي شني و سبك بروز نموده، بيماري با ايجاد زخم هايي عمدتا سطحي بر روي غده ها و ريشه ها بيشتر از ارزش محصول مي كاهد

پاتوژن : S.scabies

يك ساپروفيت سخت جان است. كه مي تواند به صورت ابدي به صورت نرم رويشي شبه ميلسيومي و يا به صورت اسپور در بيشتر خاكها به جز بعضي خاكهاي اسيدي زنده باقي بماند.

علائم: عمدتا روي غده ها ديده مي شود. ابتدا لكه هاي كوچك قهوهاي و اندكي برجسته هستند اما به تدريج چوب پنبه اي مي شوند گاهي لكه ها به صورت نواحي زنگاري ظاهر شده .

ايجاد بيماري:

بيمار گر از طريق آب خاك، خاك حمل شده با بار و روي غده هاي سيب زميني بذري منتشر مي شود رخنه پاتوژن به بافتها از طريق عدسكها، زخمها و روزنه ها صورت مي گيرد. بيمارگر بدين يا داخل چند لايه سلول رشد ميكند و ظاهرا ماده اي را ترشح مي كند كه باعث تحريك سلولهاي زنده اطراف زخم و تقسيم سريع شده و از بافت سالم جدا مي شود. شدت بيماري با افزايش PH 2/5 ـ 8 بيشتر شده و بالاتر از اين حدود كاهش مي يابد.

در دماي 20ـ 22 درجه سرعت افزايش بيماري به نهايت مي رسد.

كنترل و مبارزه: كاشت سيب زميني بذري عاري از آلودگي ، ضد عفوني بذر با پنتا كلرونيتروبنزن يا تركيب مانب، تناوب زراعي ، كاهش و حفظ PH  خاك تا حدود 3/5 با استفاده از گوگرد استفاده از ارقام مقاوم و آبياري حدود 6 هغته مراحل آغازين تشكيل غده ها.

 

گروه چهارم

بيماري هاي گياهي ناشي از باكتريهاي آوندي سخت رشد

باكتريهاي سخت كشت آوندي اغلب ميله اي شكل بوده به وسيله غشا سلولي و يك ديواره سلولي احاطه شده اند تاژك ندارند تقريبا تمامي اين باكتريها گرم منفي مي باشد

اين باكتريها به چندين آنتي بيوتيك از قبيل تتراسيكلينها و پني سيلين و همچنين گرماي زياد حساس مي باشند.

در بين مهم ترين بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريهاي گرم منفي سخت كشت محدود به آوندي چوبي بيماريهاي پيرس انگور، كوتولگي يونجه، بيماري فوني هلو، برگ سوختگي بادام و برگ سوختگي آلورا مي توان نام برد.

بيماري (پيرس) انگور

پاتوژن: Xylella fastidiosa  يك باكتري سخت كشت آوندي چوبي است و ديواره سلولي موجدار پپتيك دارد. بيمارگر ظاهرا يك يا چند زهر (فيتوتوكسين) توليد مي كند كه در ايجاد نكروز حاشيه برگ در ميزان نقشي داشته است.

علائم: در آغاز به صورت خشكيدن نابهنگام ظاهر مي گردد يعني بخشي يا تمامي حاشيه برگ مي سوزد در حالي كه برگ هنوز سبز است. اواخر فصل برگهاي آسيب ديده معمولا مي ريزند. در حالي كه رگبرگها به ساقه چسبيده اند لكه هاي قهوه اي پوست ساقه در وسط مناطقي از پوست كه سبز و نابالغ باقي مانده به وجود مي آيد. به دنبال زوال بالايي درخت سيستم ريشه نيز شروع به مردن ميكند در داخل آوندها صمغ توليد شده و تيلوز در آوندها تشكيل مي شود. صمغ و تيلوز هر دوانسداد آوندها را فراهم مي كنند.

ايجاد بيماري:

بيمار گر به وسيله پيوندهاي اسكنه اي و زنجره ها منتقل مي شود. زنجره هاي ناقل بعد از 2 ساعت تغذيه بر روي ميزبان آلوده بيمارگري را كسب مي كنند و ممكن است تا اواخر عمر به انتقال بيماري به گياهان ميزبان سالم ادامه دهند.

مبارزه و كنترل

هيچ گونه كنترل و مبارزه عملي بر عليه بيماري پيرس انگور و كوتولگي يونجه در مزرعه وجود ندارد كنترل حشره ناقل و كندن گياهان آلوده موثر نبوده و تمامي ارقام به بيماري حساس مي باشند ريختن 4 ليتر از محلول تتراسيكلين با غلظت 50 و 100 پي پي ام در خاك اطراف درخت به فاصله هاي هفته اي يك بار يا 2 بار از بروز علايم جلوگيري مي كند

ولي موثر ترين روش مقابله با بيماري دفاع با كشت گياه به دور از منبع طبيعي آلودگي بيمارگر حاصل مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

اطلاعات اولیه

برای رده بندی ویروسها ، سعی می‌شود که از فعالیت ذاتی ویروسها ، ساختار ساختمان اسید نوکلئیک و پوشش پروتئینی اطراف آن ، اندازه ویریون ، نوع اسید نوکلئیک ، صفات ژنتیکی ، حساسیت در مقابل عوامل فیزیکی ، شیمیایی و ... استفاده شود.

در رده بندی ویروسها سعی بر این است که از خصوصیات مربوط به میزبان مانند نشانه گذاری کمتر ، استفاده شود، چون بسیاری از ویروسها بخصوص ویروسهای گیاهی ، با آنکه از نظر ریخت شناسی کاملا با هم متفاوت هستند، ولی در میزبان خود علائم ظاهرا مشابهی ایجاد می‌کنند.

سیر تحولی رده بندی

  • برای سهولت مطالعه ویروسها آنها را بر حسب نوع میزبان به ویروسهای جانوری ، ویروسهای باکتریایی و ویروسهای گیاهی ، تقسیم بندی می‌کنند. این نوع رده بندی اگرچه مطالعه ویروسها را آسانتر می‌سازد، ولی مبنای علمی ندارد.

  • قدیمی‌ترین روش رده بندی ویروسهای حیوانی بر مبنای اندام آلوده شده و بیماری تولید شده استوار بود و آن را مبنای علائم می‌نامند. چون یک نوع ویروس ممکن است بر حسب اندامی که مورد حمله قرار می‌دهد، بیش از یک نوع بیماری پدید آورد، لذا این نوع رده بندی از نظر میکروبیولوژیکی رضایت بخش نیست.

  • در چند دهه گذشته صدها نوع ویروس از گیاهان ، جانوران و انسان جدا کرده‌اند. با افزایش تعداد ویروسهای شناخته شده مساله رده بندی پیچیدگی بیشتری پیدا می‌کند.

اساس طبقه بندی

میران اطلاعات قابل دسترسی در هر زمینه برای تمامی ویروسها ، یکسان نیست و روشی که بر اساس آن ویروسها شناسایی می‌شوند، به سرعت در حال تغییر است. امروزه اکثرا از بررسی توالی ژنی به عنوان یک روشی اولیه برای شناسایی ویروس استفاده می‌شود و بدین ترتیب نیاز به سایر اطلاعات کلاسیک نظیر چگالی شناوری ویروس، کاهش یافته است. داده‌های مربوط به توالی ژنی ، معیارهای پیشرفته طبقه بندی محسوب شده و گاهی باعث ایجاد خانواده‌های جدیدی از ویروسها می‌شوند. اساسهای طبقه بندی به صورت زیر است:


  • مورفولوژی ویریون شامل اندازه ، شکل ، نوع تقارن و وجود یا عدم وجود غشا.

  • خصوصیات فیزیکی _ شیمیایی ویریون شامل توده مولکولی ، چگالی شناوری ، پایداری در برابر تغییرات PH و حرارت ، حساسیت به عوامل فیزیکی و شیمیایی بویژه اتر و پاک کننده‌ها.

  • خصوصیات ژنومی ویروس شامل نوع اسید نوکلئیک (RNA یا DNA) ، اندازه ژنوم ، نوع زنجیره (تکی یا مضاعف) خطی یا حلقوی بودن.

  • خصوصیات پروتئینی شامل تعداد ، اندازه ، عملکرد پروتئین‌های ساختمانی و غیر ساختمانی ، ترتیب اسیدهای آمینه و تغییرات پس از ترجمه.

  • سازمان ژنی و همانند سازی آن شامل طبقه بندی ژنی ، تعداد و موقعیت قالبهای خواندنی باز و نحوه همانندسازی.

  • خصوصیات آنتی ژنی ویروس.

  • خصوصیات بیولوژیک شامل تعداد میزبان طبیعی ، انتقال ویروس ، حشرات عامل ویروس ، پاتوژنز و پاتولوژی.

سیستم جهانی طبقه بندی ویروسها

در این سیستم ویروسها را بر اساس مورفولوژی ویریون ، ساختمان ژن و نحوه همانندسازی به گروههای بزرگتری تحت عنوان خانواده تقسیم بندی کرده و در انتهای نام هر خانواده ویروسی از پسوند « ویریده » استفاده می‌نمایند. در هر خانواده ویروس بر اساس تفاوتهای فیزیکی _ شیمیایی ، تقسیمات کوچکتری به نام جنسی نیز وجود دارد. معیارهایی که برای شناسایی هر جنس بکار می‌رود، از خانواده‌ای به خانواده دیگر متفاوت است. چند خانواده ویروسی که خصوصیات مشترکی با یکدیگر دارند، یک راسته ویروسی را تشکیل می‌دهند.

در سال 1995 ، کمیته بین‌الملی طبقه بندی ویروسها بیش از 4000 ویروس جانوری و گیاهی را به 71 خانواده ، 11 زیر خانواده و 164 جنس و صدها ویروس که هنوز جایگاه آنها تعیین نشده است، تقسیم بندی کرد. امروزه مشخص گردیده که اعضای 24 خانواده ویروسی برای انسان و جانوران ، بیماریزا هستند.

گروههای اصلی باکتریوفاژها (ویروسهای باکتریایی)

  • ویروس دارای دم درازی است که توسط غلافی قابل انقباض پوشیده شده است.

  • ویروس دارای دم دراز و باریک و قابل ارتجاع ، فاقد غلاف قابل انقباض بر روی دم است.

  • ویروس داری دم کوتاه و سر چند وجهی است.

گروههای اصلی ویروسهای جانوری

گروههای اصلی ویروسهای گیاهی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

اطلاعات اولیه

ویروسها از جلبکها ، قارچها و گلسنگها ، خزه‌ها ، سرخسها و گیاهان عالی جدا شده‌اند، ولی در گیاهان عالی بیش از گیاهان پست مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. ویروسها به گیاهان زراعی خسارت عمده‌ای وارد می‌سازند. در گیاهان بر خلاف گروههای دیگر ، ویروسهای رشته‌ای دراز زیاد دیده می‌شود. ماده ژنتیکی اکثر ویروسهای گیاهی RNA است، ولی در گروه ویروس موزائیک گل کلم از DNA تشکیل شده است. ژنوم در چند ویروس گیاهی به صورت قطعاتی در پیکرهای مجزا وجود دارد، به این گروه اصطلاحا ویروسهای چند جزئی نام نهاده‌اند.



تصویر

تاریخچه

ویروسهای گیاهی از بسیاری جهات به ویروسهای جانوری و باکتریایی شباهت دارند. مطالعه درباره این نوع وجه اشتراک خصوصا بعد از سال 1925 که بلاک و براکه ثابت کردند که ویروس غده زخمی شبدر نه تنها در گیاه ، بلکه در زنجره ناقل خود نیز تکثیر می‌یابد، با سرعت بیشتری دنبال شد. بنابراین میزبانهای بعضی ویروسها را می‌توان هم در جهان جانوران و هم در جهان گیاهان یافت.

شناسایی علایم ناشی از ویروسهای گیاهی در میزبان

آلوده شدن گیاهان به بیماریهای ویروسی معمولا بوسیله ساییدن مستقیم مایع آلوده بر سطح برگ انجام می‌شود. در این حالت باید دیواره یاخته‌ای یاخته‌های گیاهی به طریقی پاره شود تا ورود ویروس آسان گردد. پس از ورود ویروسها در اکثر موارد ، در محل ورود به برگ تغییر شکل حاصل می‌شود. علایم ظاهر شده بر روی برگ بیشتر به صورت لکه‌های سبز کم رنگ و پر رنگ به شکل موزائیک یا زخمهای موضعی است. گل گیاهان نیز ممکن است آلودگی ویروسی را به صورت تغییر رنگ ظاهر کند. مثلا در لاله یا شب بوی آلوده بخشی از گلبرگها سفید می‌شود.

ظهور علایم بیماریهای ویروسی نه تنها به ویروس و میزبان ، بلکه به عوامل محیطی و غذای گیاه نیز بستگی دارد. بعضی از بیماریهای ویروسی بطور مکانیکی از طریق مالش بر روی برگ منتقل نمی‌شوند و برای این منظور به موجودات زنده متکی هستند. چون اکثر ویروسهای گیاهی علائمی تقریبا همانند در گیاه ظاهر می‌سازند، بنابراین تشخیص آنها از روی علائم کار دشواری است. در این گونه موارد به خواص ذاتی آنها مانند خواص ریخت شناسی ، نوع اسید نوکلئیک و ... توجه می‌شود.



تصویر

گروههای اصلی ویروسهای گیاهی

چون پاره‌ای از ویروسهای گیاهی چندان شباهتی به ویروسهای دیگر ندارند، بنابراین گروه مستقلی را تشکیل می‌دهند، ولی بعضی دیگر دارای خصوصیات مشترک بوده و می‌توان آنها را در یک گروه جای داد. این گروهها به شرح زیر هستند:


  • ویروسهای میله‌ای یا رشته‌ای

  • ویروسهای ایزومتریک

  • ویروسهای باسیلی شکل

  • ویروئیدها که بیماری‌زاهایی شبیه ویروسها هستند که در میزبان خود نوکلئو پروتئین تولید نمی‌کنند. ویروئید غده دوکی سیب زمینی بیش از سایر عوامل بیماری‌زای این گروه مطالعه شده است.

کشت ویروسهای گیاهی

برای کشت و ازدیاد ویروسهای گیاهی معمولا از میزبانهایی استفاده می‌شود که اولا ویروس در آنها به صورت فرا گیر در آید، ثانیا قدرت تکثیر ویروس در گیاه زیاد باشد. یاخته گیاهی به علت دارا بودن دیواره سخت سلولزی نسبت به اکثر ویروسها غیر قابل نفوذ است. برای این منظور باید دیواره یاخته را خراش داد، این عمل با استفاده از مواد خراش دهنده‌ای مانند پودر کربوراندم صورت می‌گیرد.

گیاهان جوان را پس از دریافت ویروس در محلی با شرایط محیطی مناسب یعنی در دمای 20 تا 25 درجه سانتیگراد و رطوبت و نور کافی ، نگهداری می‌کنند. برای کشت ویروسها ، از قطعات جدا شده گیاهی و یا از مجموعه یاخته‌هایی که بطور نامنظم رشد یافته‌اند (بافت پینه‌ای یا کالوس) استفاده می‌شود. چون ویروس قادر به زیستن در بافت مریستمی گیاه نیست، با جدا کردن قطعه‌ای از مریستم گیاهی که مشکوک به آلودگی است و کشت آن در محیط غذایی می‌توان گیاه جدید عاری از ویروس تهیه کرد.

صفات اختصاصی آلودگی ویروسهای گیاهی

از صفات آلودگی ویروسهای گیاهی این است که گیاه در سراسر عمر خود آلوده باقی خواهد ماند. گیاهان برعکس مهره داران ، پادتن تولید نمی‌کنند و در نتیجه قادر به بی اثر کردن ویروسها در بدن خود نیستند. بدین جهت ویروسها تا مدت نامحدودی در گیاه باقی می‌مانند و خسارتهای زیادی خصوصا به گیاهانی که از طریق رویشی تکثیر می‌یابند، وارد می‌کنند. اساسا ویروسها تمام بافتهای گیاهی غیر از بافت مریستمی را مورد حمله قرار می‌دهند.



تصویر

اثر ویروس بر شکل ظاهری گیاه

شکل ظاهری گیاهان بر اثر حمله ویروس تغییر می‌کند و البته این تغییرات دنباله تحولاتی است که در اندرون گیاه به وقوع می‌پیوندد. علایمی که ظهور می‌کنند، برحسب نوع میزبان ، مدت پس از آلودگی ، نژاد ویروس و شرایط محیطی فرق می‌کند.

نکروزه شدن

شدیدترین اثر ویروسهای گیاهان ، کشتن یاخته‌هاست. قطر زخمهای موضعی که در نتیجه نکروزه شدن بافت در برگ بوجود می‌آیند، به نوع ویروس و نوع گیاه و شرایط محیط بستگی دارد. مرگ بعضی از اندام گیاه و یا مرگ گیاه بطور کلی در برخی از بیماریهای ویروسی ، متداول است.

اثر بر شکل گیاه و نحوه رشد آن

بیشتر ویروسها رشد میزبان را کم می‌کنند، ولی در بعضی حالات باعث رشد غیر عادی آن می‌شوند. برگها بر اثر حمله ویروس تغییر شکل می‌دهند. تولید گل و دانه نیز در گیاهان آلوده کاهش می‌یابد. اثر ویروس بر کاهش میزان محصول کاملا نمایان است.

اثر بر رنگ گیاه

از علایم اولیه آلودگی فراگیر ویروسی در اکثر گیاهان بی‌رنگ شدن رگبرگها در جوان‌ترین برگهاست و برگها پس از رشد ، حالت موزائیکی یا ابلقی پیدا کرده و یا زرد می‌شوند. بسیاری از ویروسهای مولد موزائیک بر رنگ گلها اثر می‌گذارند.



تصویر

اثر ویروس بر فیزیولوژی گیاه میزبان

  • بیشتر فرایندهای فیزیولوژیک تحت تاثیر ویروس قرار می گیرند. مقدار ازت به صورت آمونیوم و همچنین فسفر به صورت ترکیبات اسید نوکلئیک در گیاه توتون آلوده افزایش می‌یابد.

  • در برگ گیاهان آلوده به ویروسهای مولد زردی ، مقدار زیادی گلوکز ، فروکتوز و ساکارز جمع می‌شوند. ظاهرا علت اساسی تجمع مواد قندی ایجاد مقاومت در دمبرگ هنگام انتقال مواد است.

  • شدت تنفس در گیاه آلوده معمولا افزایش می‌یابد و گاهی تا 50 درصد بیش از گیاه سالم می‌شود. شدت تنفس گیاه بر اثر ویروسهایی که علایم شدیدی از خود نشان می‌دهند، زیادتر است و هر گاه علایم خفیف باشند، افزایش در تنفس احساس نمی‌شود.
  • اصطلاحات و تعاریف در ویروس شناسی

    • کپسید: پوشش یا غلاف پروتئینی که ژنوم اسید نوکلئیک را در بر می‌گیرد.

    • کپسومر (Capsomer): واحدهای مورفولوژی هستند که با استفاده از میکروسکوپ الکترونی در سطح ویروسهای 20 وجهی می‌توان آنها را مشاهده کرد. هر کپسومر متشکل از مجموعه‌ای از پلی پپتیدها می‌باشد. کپسومرهایی که کاملا مشابه یکدیگرند، گاهی از لحاظ شیمیایی با یکدیگر تفاوت دارند.

    • ویروس ناقص (Defective Virus): ذره ویروسی را گویند که در بعضی از جنبه‌های همانند سازی از لحاظ عملکردی ناقص است.

    • پوشش Envelope: غشا لیپیدی است که اطراف برخی از ذرات ویروسی را احاطه می‌کند. این پوشش طی روند کامل شدن ویروس و جوانه زدن از غشا سلولی بدست می‌آید. گلیکوپروتئین‌های رمزگذاری شده توسط ویروس در سطح پوشش قرار می‌گیرند که اصطلاحا آنها را پیلومر می‌نامند.




    تصویر

    • نوکلئوکپسید: مجموعه پروتئین _ اسید نوکلئیک را گویند که در واقع فرم بسته بندی شده ژنوم ویروس است. این اصطلاح معمولا وقتی بکار می‌رود که نوکلئوکپسید یک جز ساختمانی کوچک از یک ذره ویروسی پیچیده‌تر باشد.

    • واحدهای ساختمانی (Structural unit): ساختمان پایه پوسته از جنس پروتئین است و معمولا مجموعه‌ای از چند واحد پروتئینی متفاوت می‌باشد. واحد ساختمانی غالبا به عنوان پروتومر شناخته می‌شود.

    • زیر واحد: یک زنجیره واحد پلی پپتیدی که به صورت پیچ خورده می‌باشد را زیر واحد گویند.

    • ویریون: ذره ویروس کامل است که در برخی موارد معادل نوکلئوکپسید است، اما در ویریونهای پیچیده شامل مجموعه نوکلئوکپسید و پوشش محیطی آن است. ویریون در انتقال اسید نوکلئیک ویروسی از سلولی به سلول دیگر نقش دارد.

    • دوره تغذیه اکتسابی: زمانی است که ناقل عاری از ویروس از منبع ویروس تغذیه می‌کند.

    • پایداری: زمانی است که یک ناقل ، پس از جدا شدن از منبع ویروس ، می‌تواند آلوده باقی بماند.

    • ویروسهای نیش زاد: ویروسهایی هستند که بر روی نیش آرواره‌ای حمل می‌گردند و اکثر یا تمام ویروسهای ناپایا را شامل می‌شوند.

    • ویروسهای گردش کننده: ویروسهایی هستند که از دیواره معده ناقل عبور می‌کنند و وارد خون و لنف می‌شوند. سپس از طریق غدد بزاقی قطعات دهانی ناقل را آلوده می‌سازند. اینها در ناقل تکثیر نمی‌یابند.

    • ویروسهای تکثیر شونده: ویروسهایی هستند که در بدن ناقل خود تکثیر می‌یابند.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

زنگ لوبیا و زنگ باقلا                                                             bean rust & broad bean

 عامل زنگ لوبیا Uromyces appendiculatus است وعامل زنگ باقلاU. viciae -fabae  میباشد. بیماری به صورت جوشهای قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه کمرنگ ظاهر می شود. جوشها غالباًً روی برگ و گاهاً روی ساقه و غلاف دیده می شود.

 تلیو سپورها و یورید یو سپورهای این زنگ یک سلولی هستند. یورید یو سپور در سیکل بیماری خیلی مهم است، چون در بیشتر مناطق بازیدیوسپور،   پکنیوسپور وایسیدیوسپور تولید نمیشود. این زنگ یک میزبان و ماکروسیکلیک است. قارچ عامل این بیماری ممکن است در برخی علفهای هرز نیز میزبانها داشته باشد که عامل بقای قارچ هستند.اگر میزبان علف هرز در منطقه نباشد، بقا بصورت تلیوسپوردر خاک صورت میگیرد. تلیوسپور برای جوانه زنی احتیاج به دوره سرما و شکسته شدن دوره رکود دارد یعنی بلافاصله بعد از تشکیل قادر به جوانه زنی نیست. این در شرایط  آب وهوایی معتدل و مرطوب حداکثر خسارت را میزند. زنگ لوبیا با بذر انتقال می یابد و دارای250نژاد فیزیولوژیکی میباشد که براساس آنها ارقام مقاوم به بیماری را مشخص میکنند.                                                                                                     

کنترل:

1-ارقام مقاوم راه بسیار مطمئن و خوبی است.

 2- با توجه به اینکه زنگ یک میزبانه است تناوب مهم است. که معمولا تناوب 3 ساله اعمال میشود.

 3- کاشت حبوبات دور از زمین آلوده سال قبل.

 4- شخم عمیق تا بقایا ازبین برود.

 5- سمپاشی با قارچ کشهای سیستمیک و غیرسیستمیک(تیلت،....)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

                                                                                                     (Leopard moth)

                                 Zeuzera pyrina

(Lep: Cossidae)

اين حشره به گونه‌هاي بسياري از درختان مثمر و غيرمثمر حمله مي‌كند. از درختان مثمر سيب ميزبان اصلي آن در ايران است ولي خسارت آن روي گلابي، به و گردو نيز ديده شده است. از گياهان غيرمثمر مي‌توان به افرا، بيدمشك، بيد، نارون، بوط و زبان گنجشك اشاره نمود. در دنيا 150 ميزبان براي آفت ذكر شده است. درخت سيب به اين آفت خيلي حساس و زود از پا درمي‌آيد در حاليكه گردو تا حدودي مقاوم است.

 

زيست‌شناسي

پروانه فري در ايران هر دو سال يك نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان ميزبان مي‌گذراند. در اواسط بهار لاروهايي كه رشدشان كامل شده تبديل به شفيره مي‌شوند و اواخر بهار شب‌پره‌ها به تدريج ظاهر مي‌شوند. حشرات ماده اصولاً هيچ نوعي تغذيه‌اي نداشته و به جهت سنگيني قادر به پرواز نيستند. پس از جفت‌گيري اغلب در مدخل سوراخ خروجي، شكاف ته و حتي روي زمين تخمريزي مي‌كنند. هر حشره ماده نزديك به هزار تخم مي‌گذارد. اين تخمها خوراك مناسبي براي مورچه‌ها هستند. به فاصله يك تا دو هفته تخم‌ها تفريخ شده و لاروهاي كوچكي خارج مي‌شوند. تغذيه اصلي لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذيه فضولات نارنجي رنگ خود را از سوراخ ورودي كه در ضمن سوراخ خروجي آنها نيز خواهد بود به صورت گلوله‌هاي كوچك و مدور بيرون مي‌ريزند. اين فضولات در پاي درختان مبتلا جمع مي‌شوند و اين خود يكي از راههاي بسيار آسان تشخيص وجود پروانه فري مي‌باشد. كانالهايي كه در داخل چوب بوسيله لارو اين حشره بوجود مي‌آيد مستقيم و حدود 30 تا 40 سانتيمتر طول دارد و بستگي به گونه ميزبان دارد.

حمله اين آفت روي سيب استقرار ساير حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسكوليت درختان ميوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجي دالانهاي لاروي پروانه فري محل مناسبي براي تخمريزي و در نتيجه خسارت پروانه زنبور مانند است.

لاروها با تارهايي بسيار نارك كه با غدد دهاني خود مي‌سازد از شاخه‌اي به شاخه ديگر منتقل مي‌شوند. لاروها پس از تغذيه كامل تبديل به شفيره مي‌شوند. دوره شفيرگي 20 تا 40 روز طول مي‌كشد. در كرج اين زمان به تدريج از اوايل ارديبهشت ماه شروع و تا اوايل شهريورماه نزديك به 5 ماه اوليه ادامه دارد. پروانه‌هاي كامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودي خارج مي‌شوند.

 

کنتـــــــرل:

1ـ از دشمنان طبيعي اين آفت مي‌توان به مورچه‌هاي شكاري (عادت تخم‌خواري) و سن‌هاي Reduviidae (عادت لاروخواري) اشاره نمود.

2ـ رعايت اصول به زراعي، هرس و سوزاندن شاخه‌هاي خشك و آلوده از شدت خسارت‌هاي بعدي مي‌كاهد.

3- در موردي كه تعداد درختان آلوده كم باشد مي‌توان با فرو بردن مفتولي در درون سوراخهاي ورودي، لاروهاي آفت را از بين برد.

4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.

5ـ امروزه در اكثر كشورهاي جهان از فرمون‌هاي جنسي به صورت تكنيك Mating disruption در قالب مبارزه تلفيقي عليه اين آفت استفاده مي‌شود.

6-  بهترين موقع مبارزه شيميايي زماني است كه لاروهاي سن اول به قسمت‌هاي جوان گياه كه همان رگبرگها و دمبرگها و شاخه‌هاي نازك است حمله مي‌كنند در اين موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زياد نيست مي‌توان با استفاده از سموم نفوذي مؤثر براي از بين بردن آفت استفاده كرد.

 

  •     آزینفوس متیل(گوزاتیون)                 EC20%      و     2درهزار

  •    دیازینون                                   EC60%    و       1 درهزار 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

                                                                                                   Rosaceae branch borer

Ospheranteria coerulescens

(Col.: Cerambycidae)

در اكثر مناطق ميوه‌خيز كشور وجود دارد. به انواع درختان ميوه خانواده رزاسه يعني سيب، گلابي، به، گيلاس، هلو، زردآلو، بادام، آلو، گوجه، آلبالو، زالزالك، به ژاپوني، رز، سنجد و حتي به درختان نرك سيب، هلو و زردآلو حمله مي‌نمايد. لاروهاي اين حشره در شاخه‌هاي نازك بيد و نارون نيز مشاهده شده است.

 

زيست‌شناسي

زمستان را به صورت لارو در داخل شاخه يا تنه درختان خانواده رزاسه به سر مي‌برد. در اواسط بهار لارو پس از مقداري تغذيه به پيش شفيره، سپس تبديل به شفيره مي‌گردد. دوره پيش شفيرگي 5 تا 9 روز و شفيرگي 11 تا 20 روز به طول مي‌انجامد. سپس حشرات كامل ظاهر و با كمي تغذيه از شيره گلها شروع به جفت‌گيري و پس از چند ساعت الي چند روز به طور انفرادي رو شاخه‌ها در كنار جوانه‌ها تخمريزي مي‌كنند.

رنگ تخمها نارنجي و شكل آنها مانند كاسه لاك‌پشت مي‌باشد. هر حشره ماده ممكن است 30 تا 75 عدد تخم بگذارد. دوره نشو و نماي جنيني 7 تا 8 روز  پس از آن لارو مستقيماً داخل چوب شده و شروع به فعاليت مي‌نمايد. بطوريكه آغاز فعاليت آن را مي‌توان از روي پژمردگي برگهاي سرشاخه‌ها  مشخص كرد. لارو اين سوسك با تغذيه از قسمتهاي داخلي سرشاخه‌ها و شاخه‌ها و گاهي تنه درختان كانالي ايجاد و داخل آنها را پوك و خالي مي‌كند به طوريكه با وزيدن باد قسمت‌هاي مورد حمله قطع گرديده مي‌افتند. دوره لاروي حدود 8 تا 9 ماده مي‌باشد. يك نسل در سال دارد.

 

مبارزه

1ـ عوامل بازدارنده طبيعي: تعدادي از زنبورهاي خانواده Chalcididae , Torymidae ،Ichneumonidae از پارازيت‌هاي اين حشره به شمار مي‌روند كه Xorides coroyrensis از خانواده Ichneumouidae به عنوان پارازيتوئيد لارو بيشتر از بقيه گونه‌ها فعال مي‌باشد.

2ـ آب و اثر آن درجلب آفت: مشاهدات رجبي بيانگر اثر قاطع آب درجلب حشرات چوبخوار از جمله سوسك شاخك بلند رزاسه است. اگر به آب معني و سيعتري بدهيم يعني ميزان رطوبت نسبي هوا را نيز مشمول آن بدانيم در آن صورت آب مهمترين عامل جلب حشرات چوبخوار در كشور ما خواهد بود. آب اگر كم باشد گذشته از اين كه خود آن به عنوان يك عنصر بسيار مهم حياتي به حد كافي در اختيار گياه قرار نمي‌گيرد بلكه جذب مواد غذايي لازم در خاك نيز دچار اخلال و اشكال مي‌شود.

آفتاب فراوان كشورمان يكي از عوامل مؤثر در شدت حمله حشرات چوبخوار است. آفتاب در دو جهت بسيار مشخص عمل مي‌نمايد. يكي اين كه با حرارت زيادي كه در نسوج گياهي ايجاد مي‌كند حشرات چوبخوار را كه به طور كلي حرارت دوست هستند جلب مي‌نمايد، دوم اين كه موجب تبخير سطحي شديد در گياه و خاك شده و در جريان عادي شيره يگاهي و اعمال فيزيولوژيك گياه اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه موجب جلب حشرات چوبخوار مي‌گردد. بنابراين آبياري منظم  به موقع تأثير به سزايي بر اين حشرات دارد.

3ـ تقويت درخت و خاك آن

4ـ هرس و معدوم نمودن شاخه‌هاي آلوده، چون لاروهاي در حال رشد در درون شاخه‌ها از بين مي‌روند.

5ـ سم‌پاشي با سموم سيستميك و نفوذي: توجه داشته باشيد زماني سموم سيستميك اثر مي‌كند كه لارو در مرحله سنين اوليه باشد.

در پايان لازم است به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين حشره به شدت به گلهاي سفيد جلب مي‌گردد و به تعداد زياد روي گلهاي سفيد رنگ به ويژه ازمك (Cardaria draba) به شكل گروهي ديده شده است. بدين معني كه از گلهاي جذب كننده اين آفت براي جمع‌آوري حشرات كامل بهره برد و آنها را نابود نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

                                                                  Sphenoptera kambyses (Col.: Buprestidae)

در تمام مناطق ميوه خيز كشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته‌دار متعلق به خانواده رزاسه به جز آلبالو ديده شده است. روي گيلاس فعاليت متري دارد. اين گونه بيشتر در مناطق گرم و بسيار گرم فعال مي‌باشد در صورتيكه گونه S. davatchii درمناطق سرد فعال مي‌باشد.

 

زيست‌شناسي

اين حشره يك نسل در سال دارد. قسمتي از تابستان و سراسر پاييز و زمستان را به صورت پيش شفيره داخل خانه‌هاي شفيرگي ايجاد شده در چوب با دياپوز اجباري مي‌گذراند. حشره كامل در بهار ظاهر مي‌شود. سوراخهاي خروجي بيضي شكل و به ابعاد 4/4*4/2 ميليمتر است. خروج حشره كامل تدريجي مي‌باشد. حشره كامل از برگ درختان ميوه تغذيه مي‌نمايد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخم‌هاي خود را به طور تك‌تك در روي تنه و شاخه‌هايي كه بيشترين مقدار آفتاب را دريافت مي‌كنند، مي‌گذارد. دوره نشو و نماي جنيني در طبيعت 8 تا 13 روز و دوره لاروي آن4 ماه در حاليكه دوره لاروي گونه S.davatchii ده ماده مي‌باشد.

مسير حركت لارو در درختان جوان و نيمه مسن از بيرون مشخص، بدين معني كه اين مسير به علت عكس‌العمل شديد گياه كه بوسيله ترشح صمغ خودنمايي مي‌كند متورم شده و مي‌تركد. از شكافهاي ايجاد شده صمغ پوشيده از فضولات و باقي مانده گياهي ناشي از فعاليت لاروها، خارج مي‌شود. لارو در مسير خود آوندهاي آبكش را قطع كرده و اگر حركات آن دوراني باشد به علت تخريب بيشتر آوندهاي آبكش باعث خشكيدن عضو مورد حمله مي‌گردد. منطقه فعاليت لاروها به علت گرما دوست بودن آنها اكثراً محدود به قسمتي از گياه است كه بيشتر آفتاب مي‌گيرد. پوست قسمت مورد حمله بعد از مدتي خشكيده و مي‌ريزد در اين صورت چوب يا سوراخهاي ايجاد شده روي آن كه مدخل خانه‌هاي شفيرگي مي‌باشند، ديده مي‌شود. لاروها پس از رسيدن به رشد كافي در قمست عريض دالان اطاق شفيرگي خود را داخل چوب تعبيه مي‌كنند، سراسر پاييز و زمستان به صورت پيش شفيرگي طي مي‌گردد. در اوايل بهار پيش شفيره‌ها تبديل به شفيره مي‌شوند و پس از 10 تا 16 روز به حشره كامل تبديل مي‌شوند.

 

کنترل:

1ـ درختان ميوه‌اي که مورد حمله اين حشره واقع مي‌شوند از دسته هسته‌دارها هستند. گونه‌هاي درختان هسته‌دار در مقابل حملات حشرات چوبخوار و يا هر عامل ديگري كه منجر به ايجاد شكاف، سوراخ و يا هر نوع پارگي گردد با ترشح صمغ از خود واكنش نشان مي‌دهند. اگر درخت به حد كافي قوي باشدصمغ ترشح شده لارو يا حشره كامل حمله كننده را خفه كرده و آن را از پيشروي باز مي‌دارد. ولي بايد توجه داشت كه همين ترشح صمغ كه منجر به نابودي تعدادي از افراد حشره چوبخوار مي‌شود در عوض باعث ضعف درخت نيز شده و گياه را براي حمله مجدد افراد ديگر حشره چوبخوار آماده مي‌سازد. ترشح صمغ علاوه بر خفه كردن تعدادي از افراد چوبخوار سبب از بين رفتن لاروهاي ريز تازه از تخم خارج شده از طريق جلوگيري از ورودشان به داخل پوست و شاخه به علت سفت بودن بش از حد مي‌شود.

  •  پارازيتوئيد لارو   Atanycolus sculpturatus   (Hym.: Braconidae)

  • پارازيتوئيد لارو          Oxysyohus sp.           (Hym.: Pteromalidae)

3ـ بهترين راه درمان مبارزه با اين آفت و ساير آفات چوبخوار تقويت درختان با عمليات به زراعي از قبيل آبياري به موقع و كافي، دادن كود، هرس به موقع، يا بيل كردن و نيز انتخاب محل مناسب براي كشت درخت مي‌باشد. درختان سالم و قوي بندرت مورد حمله اين گونه آفات قرار مي‌گيرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

این زنبورها بسته  به حجم  تخم  میزبان  از یک تا چند عدد تخم داخل میزبان قرار می دهند و این تخمها حدودا پس از 24 ساعت تفریخ شده و لاروهای  زنبور  از محتویات   تخم میزبان تغذیه نموده و پس از چند روز سیاهرنگ می شوند ، در شرایط صحرایی براحتی قابل تشخیص و جمع آوری می باشنددر حال حاظر از این زنبورها به طور گسترده در  مناطق شمالی  کشور در مبارزه  با  کرم ساقه خوار برنج ، آفت کلیدی محصول برنج ، استفاده می شود . از آفات دیگری که در سطح کشور از این زنبور ها  در جهت  کنترل آنها در سطوح  نسبتا  محدود تری  استفاده می شود ،  می توان  به کرم قوزه پنبه ، کرم ساقه خوار اروپایی ذرت ، کرم گلوگاه انار و کرم سیب اشاره نمود .  نکته  مهم در  کاربرد زنبورها این است که انها به شرایط نامساعد محیط در هنگام رهاسازی ( همانند بارندگی و دماهای بالا )  و سمپاشی و یا بادبردگی سم از مزارع مجاور بسیار حساس بوده و  در چنین شرایطی از بین رفته و نمی توان از رهاسازی انتظار موفقیت داشت

 

 

با توجه به اینکه   میزبان های زنبور پارازیتوئید تریکگراما(پروانه های آرد و دانه های غلات)  از  عوامل مهم تولید این زنبور در اجرای برنامه های کنترل بیولوژیک آفات توسط زنبور تریکوگراما می باشد مشخص کردن میزبان مناسب اهمیت ویژه ای دارد.

در این تحقیق در آزمایشگاه پروانه آرد روی آرد گندم و پروانه Sitotroga cerealella روی واریته های مختلف گندم و جو پرورش می یابند و با   آزمایش فاکتوریل  در طرح پایه بلوک  های کامل تصادفی فاکتور A در دو سطح (پروانه آرد و پروانه دانه غلات)و فاکتور B در 6 سطح (واریته های گندم، جو و نیز آرد)با 5 تکرار از نظر فراهم کردن زمنه مناسب برای تولید تخم، لارو، شفیره  و حشره کامل مورد مقایسه قرار می گیرند. پس از گروه بندی میانگین  تیمارهای  مرکب با  آزمون چند دامنه   دانکن از بین میزبان ها و  غذاهای  مناسب پروانه ها، 2  میزبان  برتر  با غذاهای مناسب انتخاب می شوند  و پروانه های  مزبور مجدداً  در   روی آنها پرورش می یابند و  با 25 تکرار میانگین های تخم،  لارو، شفیره  و حشره کامل با آزمون T-استودنت مورد مقایسه قرار می گیرند.  جهت بررسی  فعالیت  زنبور تریکوگراما در روی تخم های تولید شده  در  روی دو میزبان مناسب، تخم های تولید شده  بوسیله این میزبانها در اختیار زنبورهای تریکوگراما قرار می گیرند و زنبورهای پارازیتوئید به تفکیک تخم ها را پارازیته می کنند.

از نظر درصد پارازیتسم تخم ها، میانگین درصد پارازیتسم آنها پس از تبدیل و تغییر شکل داده ها با آزمون T-استودنت با یکدیگر مقایسه می گردند این عمل برای 5  نسل متوالی زنبور پارازیتوئید ادامه می یابد و در نهایت گونه میزبان و نوع غذایی که امکان تولید زنبور  تریکوگراما با درصد پارازیتسیم بیشتر و فعالیت و تحرک زیادتر را فراهم می سازد مشخص می شود.

فعالیت زنبور تریکوگراما از نظر میزان تحرک و درصد پارازیتسیم در شرایط گلخانه ای نیز بررسی می گردد.

 

زنبور پارازیتوئید و مبارزه بیولوژیک علیه آفات گیاهی

جمعیت انسان در کره زمین رو به افزایش است. بشر برای تامین نیازهای خود ، و ایجاد مزارع گسترده تر و بهره برداری بیشتر،اکوسیستم های طبیعی را بر هم زده و موجب تخریب جنگلها ،نابودی خاک،گیاهان خودرو و حیات وحش شده است.ممکن است در کوتاه مدت ، روشهای بهره برداری متکی بر تکنولوژی ماشینی ومواد شیمیایی مصنوئی ،پر بازده باشد اما پایدار نبوده و باعث آلودگی محیط خواهد شد.در آغاز قرن بیست و یکم ،تولید بیشتر و در عین حال حفظ محیط زیست موضوعاتی است که تعادل آنها مورد توجه انسان قرار گرفته است.در این راستا مبارزه بیولوژیکی میتواند راهکار مناسبی باشد.

در بین مجموعه غنی حشرات حشره خوار،سهم زنبور های پارازیتوئید تریکوگراما، شکارچی کریزوپا chrysopa کفشدوزکها coccenelidae از نظر کارائی تکنولوژی تولید انبوه و وسعت کاربرد در مقام اول قرار دارد.پرورش و رها سازی زنبور تریکوگراما نزدیک به صد سال است که در دنیا ،ذهن حشره شناسیان ،کشاورزان و باغداران و شرکتهای خصوصی را به خود مشغول کرده است.زنبور پارازیتوئید جنس،trichogramma از خانواده trichogrammatidae و بالاخانواده chalcidoidaeمهمترین عامل کنترل کننده آفات حشرات به خصوص پروانه ها به شمار میرود. نسلهای زیاد ،چند میزبانه بودن،سازگاری در اقلیمهای مختلف و قابلیت پرورش روی میزبانهای واسطه از ویژگیهای این حشره مفید هستند. اهمیت زنبور تریکوگراما در مبارزه بیولوژیک باعث توجه زیاد به این حشره نیز گردیده است و تا کنون 145گونه از این حنس در دنیا شناسایی شده است.هیچ پناهگاهی عاری از یخ وجود نداشته که تریکوگراما در آنجا فعال نباشد ، از شمالیترین کمربند قطب شمال از ارتفاع 3000متری و تا گرمترین صحراها تریکوگراما جمع آوری شده است.تاریخچه استفاده از تریکوگراما برای کنترل آفات به گذشته دور بر میگردد،از سال 1926که flanders سیستم تولید انبوه تریکوگراما را روی تخم غلات (sitotrogacerealella)مورد استفاده قرار داد.

کاربرد تریکوگراما در خیلی از کشورها مورد توجه قرار گرفت.در 25 سال گذشته کاربرد وسیعی از این پارازیتوئید علیه کنترل آفات در بیش از 30 کشور جهان انجام گرفته است(Li,1994) سالانه حدود 32میلیون هکتار از زمین های کشاورزی و جنگلی تحت پوشش کنترل بیولوژیک آفات توسط تریکوگراما قرار دارد.

کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق با27/6 میلیون هکتار رهاسازی سالانه تریکوگراما مقام نخست را در دنیا دارا میباشند. چین با 2/1 میلیون هکتار ،مکزیک با 2 میلیون هکتار رهاسازی سالانه تریکوگراما در مکان های بعدی قرار دارند.به دلیل پرورش انبوه آسان و حمله به تعداد زیادی از آفات مهم امروزه در سراسر دنیا گونه های مختلف تریکوگراما به طور گسترده برای مبارزه با آفات مهمی چون ساقه خوار نیشکر و ذرت،کرم سیب،کرو قوزه پنبه،جوانه خوتر صنوبر و... استفاده میشود. به طوری که تولید و کاربرد زنبور تریکوگراما در شوروی سابق باعث افزایش محصول 200-170 کیلوگرم گندم زمستانه،230-180 کیلوگرم ذرت ،3000-2500 کیلوگرم چغندر قند و3000-2000 کیلوگرم کلم در هر هکتار شده است.

تا کنون 2 گونه تریکوگراما برای استفاده در مزارع و باغات به تولید انبوه رسیده است که در میان آنها گونه های :

trichogramma evanescens , T.dendrolimi , T. ostrinia ,

T. pretrinia , T. chilonis (T.confusum) & T. maidis

(T. brassicae)

در سطح وسیع برای کنترل آفات درجه اول محصولات زراعی و باغی جنگلی استفاده میشود.

گونه T.brassica بیشترین گسترش را در نقاط مختلف کشور ما داشته است و اغلب در انسکتاریومهای دولتی و خصوصی پرورش داده می شود.در کشور ما در سال های اخیر تولید و رها سازی زنبور تریکوگراما در مزارع برنج،پنبه،ذرت،باغهای میوه انار و سیب برای کنترل آفات مهمی چون کرم سافه خوار برنج ، کرم قوزه پنبه، کرم ساقه خوار ذرت، کرم گلوه گاه انار و سیب ،گسترش قابل توجه داشته است

شکل شناسی و زیست شناسی زنبور تریکو گراما

 

زنبور تریکو گراما ، حشره کوچکی است که اندازه آن حدود 3 تا 4 میلی متر و به رنگ زرد خرمایی و مایل به سیاه می باشد. جزئیات شکل ظاهری زنبور به راحتی با چشم غیر مسلح دیده نمی شود .

 

زنبور تریکو گراما با ایجاد سوراخ در پوسته تخم آفت در داخل آن یک تا دو عدد تخم ، قرار می دهد . بعد از 8 تا 12 روز ( در دمای 25 تا 28 درجه سانتی گراد ) زنبور از داخل تخم ، خارج می شود . هر زنبور ماده در حدود 40 تا 70 عدد تخم میزبان را پارازیت می کند . زنبور تریکو گراما برای یافتن تخم میزبان در مزرعه ، پرواز کوتاهی انجام می دهد . دامنه پرواز آنها در حدود 5 تا 50 متر است .

در طبیعت هنگامی که درجه حرارت کاهش می یابد ، زنبورها در قسمتی از گیاه که در آفتاب قرار دارد ، فعالیت می کنند و بالعکس در صورت افزایش درجه حرارت محیط ، اکثرا"  زنبورها به پشت برگ رفته و در سایه تخمریزی می کنند .

 

باید توجه داشت که : 

زمستان گذرانی زنبور تریکو گراما به صورت پیش شفیرگی در تخم های میزبان روی علفهای هرز صورت می گیرد .

 

 

  

 

 

 تکثیر انبوه زنبور های تریکوگراما

 در تولید  انبوه زنبورهای تریکو گراما در انسکتاریوم از تخم حشره میزبان به نام بید غلات ( سیتوترو گا  ) و بید آرد ( افیستا ) در آزمایشگاه استفاده می شود . برای تکثیر زنبورهای تریکوگراما در ماه های تابستان و پاییز از کانون های طبیعی ، زنبورهای بومی جمع آوری می شوند . بدین طریق که زنبورهای بومی روی تخم میزبان اصلی و یا تخم میزبان واسط که به عنوان تله در کانون های طبیعی زنبور جایگذاری شده اند ، تخمریزی می کنند . سپس تخم پارازیت شده برای طی مراحل رشد و خروج زنبور به انسکتاریوم منتقل می شود . این زنبورها در پاییز و زمستان به صورت محدود تکثیر می شوند. در ا بتدای فصل بهار تولید انبوه شروع می شود و تا پایان سال زراعی ادامه دارد. مناسب ترین درجه حرا رت برای تکثیر زنبورهای تریکوگراما 27 – 25 درجه سانتی گراد و 80 – 70 درصد رطوبت نسبی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 

مقدمه

بیشتر جانوران مانند اغلب گیاهان دارای ساختمان پرسلولی و پیچیده‌ای هستند که به ترازهای اعضا و دستگاهها می‌رسند. عمومی‌ترین صفت جانوران که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر می‌شود تراز سازمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک سلول آغاز می‌کنند و برخی از تراز بافت نیز بالاتر نمی‌روند. جانوران را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر می‌گیرند.

در شعبه پارازوآ بالاترین تراز سازمانی را
بافت تشکیل می‌دهد. این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل می‌شود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ متعلق هستند با داشتن اندام و دستگاه مشخص می‌شوند. بی‌مهرگان گروه بزرگی از جانوران را تشکیل می‌دهند که در همه جای کره زمین پراکنده هستند و شامل شاخه‌ها و رده‌های زیادی هستند.




تصویر
اسفنج

شعبه پارازوآ

شاخه اسفنجها

اسفنجها بیشتر دریازی و بعضی ساکن آب شیرین هستند. در حالت بالغ در یک جا ساکن هستند. اغلب کلونی دارند. تغذیه آنها از راه شبکه کانالهایی است که اطراف آنها را سلولهای یقه‌دار و تاژک‌دار گرفته است. سلول عصبی ندارند و حدود 5000 گونه دارند. شامل رده‌های زیر است.
  • رده اسفنجهای آهکی
  • رده اسفنجهای شیشه‌ای
  • رده اسفنجهای شاخی

شعبه یومتازوآ

شاخه کیسه تنان

بیشتر دریازی هستند. بعضی در آب شیرین به سر می‌برند. بازوهایی به صورت شعاعی به اطراف می‌فرستند که کنیدوبلاستهای محتوی نماتوسیست دارند. بدن کیسه مانند است و این کیسه با مجرایی به خارج باز می‌شود که هم به منزله دهان و هم مخرج است. چند شکلی دارند و شامل مدوز و یا پولیپ می‌شوند. لارو پلانولا دارند. 10 هزار گونه دارند. شامل رده‌های زیر است.




تصویر
عروس دریایی

شاخه شانه‌داران

همگی دریازی هستند. ساختمان مدروزی دارند. حرکت آنها توسط 8 صفحه شانه‌ای نصف‌النهاری است. بازوها اگر وجود داشته باشد دارای سلولهای چسبناک هستند. 100 گونه دارند.

شاخه کرمهای پهن

ساکن آب شیرین و دریا هستند. بعضی خاکزی هستند. دستگاه گوارشی آنها دارای یک منفذ است. فاقد دستگاه گردش خون هستند . حدود 10 هزار گونه دارند. شامل رده‌های زیر است.
  • رده توربلاریا: پلانارین‌ها یا زندگی آزاد
  • رده ترماتودها: کرم کبد ، انگلهای طعمه خوار
  • رده سستودها: کرم کدو ، انگلهای مایع خوار

شاخه کرمهای خرطوم‌دار

بیشتر دریازی هستند. بعضی ساکن آب شیرین و معدودی هم خشکی زی هستند. دستگاه گوارشی با دهان و مخرج جدا از هم در آنها وجود دارد. دارای دستگاه گردش خون هستند. 600 گونه دارند.

شاخه کرمهای کیسه‌ای

ساکن خشکی ، آبهای شیرین یا دریا هستند. بدن اغلب بطور سطحی قطعه قطعه است. در هر گونه ، مقدار سلولها یا هسته‌ها و آرایش آنها ثابت است. عضلات آنها اصولا چند لایه‌ای نیست. حلق پیشرفته‌ای دارند. بیش از 15 هزار گونه دارند. این شاخه شامل رده‌های زیر است.
  • رده روتیفرا: روتیفرها یا کرمهای چرخی ، 1500 گونه
  • رده گاستروتریکا: شکم مژه‌داران یا موی شکمان ، 200 گونه
  • رده کینورنکا: شامل 100 گونه
  • رده پریاپولیده: 5 گونه
  • رده نماتودا: کرمهای لوله‌ای ، 12 هزار گونه
  • رده نماتومورفا: کرمهای مویی ، 80 گونه

شاخه بازوپایان

دریازی هستند. در ظاهر به دو کفه‌ایها شبیه هستند. 300 گونه دارند.



تصویر

شاخه نرم تنان

دریازی هستند. ساکن آب شیرین یا محیط خشکی هستند. 50 هزار گونه دارند. شامل رده‌های زیر است.
  • رده کیتونها: دریازی هستند. سر تحلیل رفته ، فاقد چشم و بازو هستند. 700 گونه دارند.

  • رده شکم پایان: حلزونها ، دریازی هستند. ساکن آب شیرین یا خشکی هستند. معمولا صدف دارند. در سر چشم و یک یا دو جفت شاخک وجود دارد. 35 هزار گونه دارند.

  • رده ناوپایان: دریازی هستند. صدف لوله‌ای شکل و از هر دو سر باز است. با اندام حفر کننده است. 200 گونه دارند.

  • رده دو کفه‌ایها: صدفها ،دریازی یا ساکن آبهای شیرین هستند. از دو طرف فشردگی یافته‌اند. صدفهایشان در بالا لولا می‌شود. سر تحلیل رفته است. آبششها معمولا توسعه یافته‌اند و به اندامهای تغذیه کننده مژک‌دار منتهی شده‌اند. 12 هزار گونه دارند.

  • رده سر پایان: اسکویدها و هشت پایان. دریازی هستند. بازوهایی در سر دارند. صدف یا خارجی و حجره‌دار یا داخلی و تحلیل رفته است. دستگاه عصبی بسیار توسعه یافته و اسکلت داخلی غضروفی دارند. 500 گونه دارند.

شاخه کرمهای حلقوی

  • رده پرتاران: کرمهای صدفی و کرمهای لوله‌دار. بیشتر دریازی هستند. پاراپودیای بند بند و خارهای فراوان دارند. لارو آنها تروکوفور است.

  • رده کم تاران: کرمهای خاکی ، خاکزی یا ساکن آب شیرین هستند. سر تحلیل رفته است. پاراپود ندارند. خارها اندک هستند و فاقد لارو هستند.

  • رده زالوها: بیشتر ساکن آب شیرین و انگل هستند. فاقد پاراپود و خارند. تعداد بندها معین است. لارو ندارند.

شاخه بند پایان

  • زیر شاخه کلیسرداران: بدن دارای سر سینه‌ای عموما بدون بند است. شکم بند بند با یک قطعه است. به سر سینه اصولا 6 جفت زایده متصل است. نخستین جفت کلیسر ، دومین جفت پدی پالپ و 4 جفت آخر پاهای حرکتی هستند. فاقد آرواره یا شاخک هستند. خرچنگهای نعل اسبی ، عنکبوتهای دریایی و عنکبوتیان جزء این زیر شاخه هستند.

  • زیر شاخه آرواره‌داران: بدن دارای سر سینه و شکم یا سر ، سینه و شکم یا سر و تنه است. سر سینه یا سر یا سر ، از خارج بدون قطعه به نظر می‌رسد. سینه ، شکم یا تنه قطعه قطعه است. در سر یک یا دو جفت شاخک ، یک جفت آرواره (ماندیبول) و دو جفت ماگزیلا وجود دارد. سخت پوستان ، صد پایان ، هزار پایان و حشرات در این زیر شاخه قرار دارند.

شاخه کرمهای پیکانی

دریازی و پلانکتونی هستند. در سر قلابهای کیتینی برای چسبیدن و یک سرپوش وجود دارد. تنه دارای باله‌های جانبی و دمی است. سلوم به سه حجره تقسیم شده است. فاقد دستگاههای گردش خون ، تنفس و دفع هستند. مرحله لاروی ندارند. 50 گونه دارند.




img/daneshnameh_up/c/c5/Astero.4.JPG
ستاره دریایی

شاخه کرمهای ریشی

ساکن اعماق دریا هستند. در لوله بسر می‌برند. بازوهای جلویی دارند. دستگاه گوارش ندارند. دستگاه گردش خونشان بسته است. دستگاه تنفسی ندارند. بدن دارای سه قسمت است و سلوم نیز به همینن ترتیب تقسیم می‌شود. 25 گونه دارند.

شاخه همی کورداتا

یا کرمهای مازویی ، دریازی هستند. به حالت کلونی در جایگاههای ترشح شده یا به صورت منزوی در میان ماسه‌های حفر شده زندگی می‌کنند. بدن دارای سه قسمت است و سلوم نیز به همین ترتیب تقسیم می‌شود. بیشتر دارای شکافهای آبششی هستند. اصولا دارای لارو هستند. 100 گونه دارند.

شاخه خارپوستان

دریازی هستند. لارو تقارن دو جانبی دارد. در مراحل نخستین رشد دارای پروتوسل ، مزوسل و متاسل هستند. جانور بالغ تقارن شعاعی ، اسکلت داخلی آهکی و دستگاه گردش آب سلومی دارد. 6 هزار گونه دارند. لاله دریایی ، خیار دریایی ، ستاره دریایی و توتیای دریایی در این شاخه قرار دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 
img/daneshnameh_up/f/f3/Sakhtpoost1.jpg

این گروه از بدن پایان شامل خرچنگهای آب شیرین٬ خرچنگهای دریایی٬ خرچنگهای معمولی و میگوها می شوند. اکثر آنها دارای بدنهایی با 3 قسمت مختلف می باشند. سر-سینه-شکم اما در بعضی از گونه ها سرو سینه به هم متصل هستند. همه آنها در آب زندگی می کنند به استثنا خر خاکیها (شپشه چوب) و خانواده اش.

بزرگترین سخت پوستان جهان٬ خرچنگهای عنکبوتی بزرگ
اقیانوس آرام شمالی می باشند. آنها بدن نسبتا کوچکی دارند٬ اما پاهای آنها تا (8 پا) 4/2 متر کشیده می شوند(باز می شوند).

عکسی که در سمت چپ تصویر مشاهده می کنید متعلق به خرچنگ آب شیرین است این خرچنگ هم مثل خرچنگ دریایی دارای 8 پا برای راه رفتن و دو پنجه بزرگ می باشد او برای شنا کردن دمش را تکان می دهد.

میگوهای آخوندکی خرچنگها و حلزونها را بوسیله کوبیدن پاهای چماقی شکل خود بر سر آنها٬ می شکند. میگوهای آخوندکی دارای ضربه های پای خیلی نیرومندی هستند٬ که آنها را به شکننده شیشه آکواریوم معروف کرده است.

در حدود 32000 گونه مختلف از سخت پوستان شناخته شده اند٬ آنها در سراسر دنیا یافت می شوند.در حدود 3/1 تمام سخت پوستان یک پایی هستند. بیشتر سخت پوستان در آب
دریاها زندگی میکنند و بعضی از آنها در آبهای شیرین و تعداد محدودی از آنها در خشکی زندگی می کنند.

خرچنگهای معمولی مثل خرچنگهای دریایی ده پایی هستند. بیشتر آنها در آب یا نزدیکی آب زندگی می کنند. بعضی از آنها تا زمانی که تخم گذاری کننند روی خشکی باقی می مانند. اغلب این خرچنگها
لاشخور هستند. آنها از راه خوردن حیوانات مرده و گیاهان زنده می مانند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط علی طبسی | 
 





Powered by WebGozar